تعبیرخواب تعبیر خواب استخار مشاوره مذهبی
تعبیرخواب تعبیر خواب استخاره مشاوره مذهبی تلفنی واتساپ ۰۹۳۶۶۸۸۱۰۸۸ تلفن ثابت ۹۰۹۹۰۷۱۹۱۴
نوشته شده در تاريخ توسط موبایل ۰۹۳۶۶۸۸۱۰۸۸ تلفن ثابت ۹۰۹۹۰۷۱۹۱۴ |
 

فلسفه‌ی بلاها از نظر اسلام چیست؟ آیا میان بلا و گناه رابطه وجود دارد؟
از نظر اسلام بلاها و سختی ها دارای علت‌ها و حكمت‌های مختلفی می‌باشند. چنانچه هیچ حادثه‌ی كوچك یا بزرگی در عالم اتفاق نمی‌افتد مگر اینكه از روی حكمت و حساب دقیق خداوند می‌باشد كه زلزله هم از این قاعده مستثنی نیست.
نظر شما را به برخی از علت‌ها و حكمت‌های وقوع بلاها جلب می‌كنیم:
حكمت اول، آزمایش
خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن علت وقوع برخی بلاها را آزمایش معرفی می‌كند و می‌فرماید: «وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً»؛1 «... و شما را با بدی‌ها و خوبی‌ها آزمایش می‌كنیم...».
اما اینكه چرا خداوند آزمایش می‌كند قطعاً برای فهمیدن خدا نیست بلكه چنانچه در روایات آمده به خاطر معلوم شدن برای بندگان خدا و برای فراهم آمدن زمینه‌ی «انتخاب»، «رشد» و «سقوط» بندگان است تا افراد در پس این بلاها با نوع واكنش‌های عقیدتی و عملی كه انجام می‌دهند گامی به سوی سعادت یا شقاوت بردارند.
چرا كه آنان می‌توانند با صبر نمودن و اظهار رضایت به فعل خدا وحكمیانه دانستن آن، گامی به سوی حضرت حق و ایمان بیشتر به او بردارند؛ و از طرفی می‌توانند با نارضایتی و بی‌صبری و اعتراض به خدا و ظالمانه و بی‌حكمت دانستن آن به سوی شقاوت قدم بردارند.
آری گاهی خداوند بلاها را می‌فرستد تا اهل بلا را آزمایش كند كه پس از آن طبق وظیفه‌ی شرعی یا عقلی خود عمل می‌كنند یا نه.
و از طرفی آنان كه مبتلا نشده‌اند را نیز امتحان می‌كند كه آیا آنها به وظیفه‌ی خود عمل می‌كنند یا نه.
چنانچه در سوره‌ی ملك می‌فرماید: «آن كسی كه مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید كه كدام یك از شما بهتر عمل می‌كنید و او شكست ناپذیر و بخشنده است.»2
حكمت دوم بلاها: عذاب و جزای اعمال بد افراد
آری برخی از بلاهایی كه برای جامعه یا فرد اتفاق می‌افتد در واقع عذاب الهی می‌باشد. چنانچه قرآن كریم داستان عذاب شدن اقوام گذشته مثل عاد و ثمود و لوط و ... را ذكر كرده است.
اما در این باره لازم است نكاتی را ذكر كنیم:
1. قرآن كریم زمینه‌ساز این عذاب را خود انسان معرفی می‌كند و می‌فرماید: «هر مصیبتی به شما رسد به خاطر اعمالی است كه انجام داده‌اید، بسیاری را نیز عفو می‌كند.»3
در حالی كه خداوند متعال بسیاری از گناهان را عفو می‌كند باز شخص یا جامعه مستحق عذاب الهی می‌شود.
چنانچه در روایات پیامبر اكرم(ص) حكایت شده: «هر گاه امت من رباخوار شدند زلزله زیاد اتفاق می‌افتد.»4
یا از امام صادق(ع) ‌نقل شده است:
«هر گاه زنا علنی شود زلزله‌ها هم ظاهر می‌گردد.»5
2. این لطف خداست كه ما را به عذاب دنیوی كه هم از نظر زمان و هم كیفیت اندك است عذاب كند و ما را از عذاب آخرت كه آسمان و زمین طاقتش را ندارند نجات دهد.
3. این عذاب‌ها در واقع هشدارهای خداوند است برای دست برداشتن از نافرمانی خدا و برگشت به رحمت واسعه‌ی او. چنانچه می‌فرماید:
«به آنان از عذاب نزدیك (عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ (آخرت) می‌چشانیم شاید بازگردند.»6
پس عذاب‌ها زمینه‌هایی هستند برای سعادتمند شدن انسان‌ها كه از امام صادق(ع) در این باره حكایت شده:
هر گاه خداوند برای بنده‌ای كه گناهی انجام داده اراده خیر كند، بعد از گناه او را به مشكل و بلایی مبتلا می‌كند تا یاد استغفار بیفتد، و هر گاه خداوند برای بنده‌ای اراده‌ی شر كند وقتی او گناه می‌كند خداوند به او نعمتی می‌دهد تا استغفار را فراموش كند و به گناه خود ادامه دهد.7
حكمت سوم بلاها: ترفیع درجه و اجر و ثواب
انسانی كه در دنیا آمده تا درجات قرب را بپیماید و اجر و ثواب تحصیل كند و آماده‌ی سفر آخرت شود خداوند او را به بلا و مشكلاتی مبتلا می‌كند تا او صبر نماید و خداوند به او درجات و پاداش‌های زیاد بدهد.
«وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»8
«و قطعاً [همه‏] شما را به چیزى از ترس و گرسنگى و كاهشى در ثروت‏ها و جان‏ها و محصولات، آزمایش مى‏كنیم؛ و به شكیبایان مژده ده.»
و از حضرت علی(ع) نقل شده:
«هر كس از شیعیان ما كه به بلایی مبتلا شود و صبر كند، برای او اجر هزار شهید است.»9
و از امام باقر(ع) حكایت شده:
«اگر مؤمن می‌دانست كه خداوند در مقابل این بلاها چه اجری به او می‌دهد، هر آینه آرزو می‌كرد گوشت‌های بدنش را قیچی می‌كردند تا او به اجر آن برسد.»10
بدیهی است كه هر چه بلا سخت‌تر و تحملش مشكل‌تر باشد، اجر آن هم بیشتر خواهد بود و تحمل كردن مشكلات زندگی محدود دنیا و رسیدن به اجر ابدی آن، بسی ارزشمند است، و بعضی از درجات اخروی را فقط به كسانی می‌دهند كه بلاهای خاصی را تحمل كرده باشند.
چنانچه از امام صادق(ع) حكایت شده:
«در بهشت درجه‌ای هست كه فقط با صبركردن بر مریضی‌های جسمی می‌توان به آن درجه رسید.»11
حكمت چهارم بلاها: ظهور صفات خداوند، و نعمت‌های الهی
آری اگر چه بلاهایی مثل سیل و زلزله و حتی مشكلات و بلاهای شخصی و ... ظاهری تلخ و ناگوار دارند اما چنانچه امام حسن عسگری(ع) می‌فرماید: «ما من بلیة الا و لله فیه نعمة نحیط بها» هیچ بلایی نیست مگر اینكه خداوند در آن نعمتی قرارداده كه آنرا احاطه كرده است.12
و از بالاترین نعمت‌های خداوند بر بشر معرفت به خداوند و صفات اسماء حسنای اوست.
لذا قرآن كریم می‌فرماید: «و چه بسیار نشانه‌ای (از خدا) در آسمان‌ها و زمین كه آنها از كنارش می‌گذرند و از آن رویگردانند.»13
كه در روایتی ذیل همین آیه آمده كه مقصود از آیات ارضی، زلزله و ... می‌باشد.»14
پس این حوادث در واقع زمینه‌هایی هستند برای مشاهده‌ی عینی قدرت خداوند و ایمان آوردن به او و چقدر ارزشمند و معامله سودمندی می‌باشد بلایی كه، ما را به ایمان و معرفت بالاتری برساند. و تجربه هم نشان داده كه بعد از زلزله‌ها، افراد اعتقاد قلبی بیشتر به قدرت خدا پیدا می‌كنند.
حكمت پنجم: تطهیر از گناه
خداوند متعال بعضی از بندگان مومن خود كه در دنیا گناهان و خطاهایی انجام داده‌اند بواسطه لطفی كه به آنها دارد در همین دنیا با مبتلا شدن به مشكلات و گرفتاری‌ها پاك می‌نماید تا مرگ آنها، اول راحتی آنها باشد.
چنانچه از امام باقر(ع) حكایت شده:
«هر گاه خدا بخواهد بنده‌ای را اكرام كند در حالی كه او گناهانی دارد او را مریض می‌كند تا پاك شود؛ اگر به واسطه‌ی شدت گناه پاك نشد او را حاجتمند می‌كند، اگر باز هم پاك نشد هنگام جان دادن بر او سخت می‌گیرد تا پاك شود. و هر گاه خداوند اراده كرده باشد كه بنده‌ای را خوار كند در حالی كه او كار خیری انجام داده است، صحت جسمانی به او می‌دهد، اگر جبران نشد رزق وسیع می‌دهد، باز اگر جبران نشد، راحت جان دادن را به او عطا می كند.»15
حكمت ششم: رغبت به آخرت
خداوند متعال زندگی دنیا را به انواع مشكلات و سختی‌ها آمیخته است تا اهل ایمان به آن راضی نشوند و همیشه خواهان حیات بی‌مشكل آخرت باشند. و اگر چنین بود كه در دنیا هیچ بلا و مشكلی نبود، كمتر كسی نسبت به زندگی آخرت میل داشت.
همانطور كه در روایت قدسی آمده:
«خداوند به دنیا خطاب می‌كند كه ای دنیا بر دوستان من به انواع مشكلات سخت‌بگیر تا اینكه آنها ملاقات من را دوست داشته باشند، و به دشمنان من آسان بگیر تا نسبت به ملاقات من بی‌رغبت باشند!»16
حكمت هفتم: اصلاح رذایل اخلاقی
در بین علت‌های بلاها به اهداف تربیتی نیز بر می‌خوریم:
در این راستا از حضرت علی(ع) نقل شده: «گاهی بندگانی را كه صفت مهلك «كبر» و خود بزرگ بینی دارند به بلاها و بیماری‌هایی مبتلا می‌كند تا به ضعف و ذلت خود پی ببرند و این درد مهلك از وجودشان دور شود و به دنبال آن درهای رحمت و مغرفت به رویشان باز شود.»17
و از طرفی بلاها به آدمی روحیه‌ی قوی و صلابت می‌دهد و قدرت روحی و كمالات انسان را بالا می‌برد؛ به خلاف انسان‌های بی‌درد كه به شدت ضعیف و كم ظرفیت هستند.
نتیجه‌گیری:
با بررسی مجموع آیات و روایات مطرح شده به این نتیجه می‌رسیم كه هر بلایی مثل زلزله و مشكلات دیگر ممكن است حكمت‌های متعددی از حكمت‌های مذكور را داشته باشد. یعنی ممكن است بلایی هم جنبه‌ی امتحان هم عذاب یا موارد دیگر را داشته باشد.
از طرفی ممكن است بلاها برای هر شخصی یا گروهی، حكمت متناسب با آن‌ها را داشته باشد مثلاً برای گنه‌كاران عذاب یا هشدار باشد و برای اهل ایمان امتحان یا ترفیع درجه یا تطهیر یا ... باشد پس نمی‌توان گفت همه‌ی زلزله‌زدگان فلان شهر اهل عذاب بوده‌اند یا همه‌ی افرادی كه بیمار هستند یا دچار گرفتاری هستند این عذاب الهی است.
در پایان توجه شما را به نكاتی چند جلب می‌نمایم:
1. بلا معنا و مفهومی بس وسیع دارد و نیز مصادیق بزرگ و شدید و كوچك و ضعیف دارد، در مجموع هیچ مشكلی هر چند كوچك هم كه باشد از دایره‌ی بلا و حكمت خارج نیست.
از امام صادق(ع) حكایت شده:
«خراشی كه به بدن وارد می‌شود، یا سیلی خوردن یا به زمین افتادن و گرفتاری یا پاره شدن بند كفش همه و همه از مصادیق بلا هستند.»18
2. حكمت‌هایی كه برای بلاها گفته شده است كلی می‌باشد. یعنی كسی نمی‌تواند بگوید: فلان بلا یا حادثه كدام یك از علت‌ها را داشته مگر اولیاء الهی؛ شاید علت مخفی بودن راز و علت بلاها این باشد كه انسان‌ها نه به خود مغرور شوند و بگویند: ما از خوبان هستیم و خدا با این بلاها می‌خواهد درجه و مقام به ما بدهد ... و نه ناامید شوند و بگویند: ما دیگر از رحمت خدا دور شده‌ایم، خدا ما را می‌خواهد عذاب كند كه این نوع بلاها را برای ما فرستاده است.
ولى با این حال اگر حیران ماند و نتوانست تشخیص دهد كه علت این گرفتارى‏ها و یا نعمت‏ها چیست دستور داریم كه در حالت «خوف» و «رجا» باشیم تا مسیر كمال را بهتر طى كنیم.
ـ از طرفى «ترس» از ناپسند بودن عمل (و یا در مورد افرادى در حد كمال نبودن عمل.) و اینكه بلاها نتیجه گناهان ما باشد پس لازم است كه توبه كنیم.
ـ و از طرفى امید و رجاء به لطف و رحمت خداوند رحمن و رحیم، كه شاید این بلاها براى امتحان و ترفیع درجه ما باشد.
چنانچه قرآن كریم مى‏فرماید:
«پروردگار خود را (آشكارا) از روى تضرع، در پنهانى، بخوانید؛ (و از تجاوز دست بردارید كه) او متجاوزان را دوست ندارد. و در زمین بعد از اصلاح آن فساد نكنید و او را با بیم و امید بخوانید (بیم از مسئولیت‏ها و امید به رحمتش. و نیكى كنید) زیرا رحمت خدا به نیكوكاران نزدیك است.»19
و امام صادق(ع) «بیم» و «امید» را به منزله دو بال براى حركت بنده به سوى رضوان خداوند مى‏داند و مى‏فرماید:
«خوف و ترس به هیجان آورنده‏ى قلب، و امید و رجاء یار و یاور نفس و روح است؛ و كسى كه خدا را بشناسد از [عقاب‏] او مى‏ترسد، و به سوى [فضل و لطف و رحمت‏] او امیدوار خواهد بود، و این دو [بیم و امید] دو بال ایمان هستند كه بنده با آنها پرواز مى‏كند تا برسد به درجه رضوان خداوند متعال. و [خوف و رجاء] دو چشم بیناى عقل بنده هستند كه توسط آن از وعده و وعیدهاى خداى متعال با خبر مى‏شود... و اگر فردى با «خوف» و «رجاء» [همراه هم‏] خدا را عبادت كند نه تنها گمراه نمى‏شود بلكه به آرزوهاى [مادى و معنوى ]خود نیز مى‏رسد.»20
در پایان باید عرض كنیم: «امید و رجاء» عامل بازدارنده از تبدیل شدن «خوف» به «یأس و ناامیدى» از رحمت خداست [كه خود از گناهان كبیره است‏] و «خوف» عامل بازدارنده از تبدیل شدن «امید» به «بى‏تفاوتى» و فرار از خواسته‏هاى الهى مى‏باشد. و در برخى افراد نیز خوف مانع از «غرور» آنها نسبت به اعمالشان مى‏شود.
لذا با این نگرش، جنبه‏هاى تربیتى «خوف و رجاء» بیشتر خود نمایى مى‏كند.
كه انسان امیدوار از رحمت خدا مأیوس نمى‏شود.
چرا كه انسان با حالت خوف با «استغفار» و انجام «اعمال صالح» و «جبران كاستى‏ها» به رحمت خداوند متعال امیدوار مى‏شود.
3. علت و فلسفه بلا هر چه باشد جز خیر و حق چیزی نیست چرا كه یا برای آزمایش است پس زمینه‌ای برای رشد ماست و خیر محض می‌باشد؛ یا اینكه برای پاك شدن یا بالارفتن درجه یا هشدار به انسان‌ها... كه همه برای ما خیر است، و از روی رحمت و به صلاح آدمی است؛ و اگر برای عذاب هم كه باشد اولاً پس از مهلت زیاد و بخشش فراوان و همچنین بعد از اتمام حجت بوده است. ثانیاً همان نوع بلا هم جهات خیر فراوانی برای انسان‌ها در بر دارد.
پس حق و شایسته است.
در همین راستا از حضرت علی(ع) نقل شده كه می‌فرماید:
«باكی ندارم كه وقتی صبح می‌كنم فقیر شده باشم یا ثروتمند یا مریض یا سالم، چرا كه خداوند متعال می‌فرماید: «من با مومن جز آنچه كه خیر اوست انجام نمی‌دهم.»21
و باباطاهر می‌گوید:
یكی درد و یكی درمــان پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
یكی وصل و یكی هجران پسندد
پسندم آنچه را جانان پسندد
4. خداوند متعال به خاطر رحمت بی‌انتهایی كه دارد حتی در مواردی كه درصدد عذاب قوم یا شخصی بر می‌آید باز هم راهنمایی برای پیشگیری قرار داده است. از جمله پیامبر خدا(ص) می‌فرماید: «بلا را بوسیله‌ی دعا دفع كنید.»22
و در حدیث دیگر می‌فرماید: «بوسیله استغفار ابواب بلا را ببندید. و به عنوان مثال در مورد دفع زلزله‌ها، نمازها و دعاهایی از اهل بیت(ع) نقل شده است كه می‌توانید جهت اطلاع بیشتر به كتاب شریف من لایحضره الفقیه ج 1 ص 544 مراجعه نمائید.»
5. واضح است كه دلایلی كه برای وقوع بلاها و زلزله‌ها ذكر شد با ادله‌ای كه دانشمندان علوم طبیعی برای وقوع چنین بلاهایی ذكر می‌كنند هیچ منافاتی ندارد چرا كه آنچه ما گفتیم دلایل اصلی و معنوی است و آنچه ایشان می‌گویند دلایل ظاهری و مادی حوادث است و سنت خداوند بر این است كه اموری كه می‌خواهد انجام دهد بوسیله‌ی قواعد ظاهری و در مجاری مادی انجام می‌دهد پس دلائل ظاهری در طول دلائل اصلی و معنوی مذكور است، نه در عرض آن؛ و هیچ منافاتی با هم ندارند.        بلا و گرفتاري
سختي ها، گرفتاري ها، تنگناها و بلايايي که در زندگي هر کسي رخ مي دهد چه علت هايي دارند؟ آيا تنها به خاطر کار و کردار بد انسان است؟ يا امتحان است؟ يا لطف خداست؟ انسان از کجا مي تواند تشخيص بدهد که مثلا فلان گرفتاري يا سختي که برايش به وجود آمده علتش چيست؟
به طور كلي بلاء و مصيبت و رنج به سه بخش تقسيم مي شود:
1. بلاء و مصيبت به هدف آزمايش و امتحان: برخي از بلاها و مصيبت ها براي آزمون انسان است تا صبر و استقامت و شكيبايي او به منصه ظهور گذاشته شود.
خداوند در قرآن كريم مي فرمايد:«ما كانَ اللّهُ لِيَذَرَ الْمُوءْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ؛ «خدا بر آن نيست كه شما مؤمنان را بدين حال كه اكنون داريد رها كند (بلكه مي آزمايد) تا ناپاك را از پاك جدا سازد». (آل عمران، آيه 179).
2. بلاها و مصيبت هايي كه به عنوان كفاره گناه مؤمن، موجب ريزش گناهان اوست و خداوند در قرآن مي فرمايد: «فأخذناهم بذنوبهم» آنها را به خاطر گناهانشان دچار سختي و بلا نموديم.
3. بلاها و مصيبت هايي كه براي ترفيع درجه و ارتقاء كمالات انساني است، مانند بلاها و مصيبت هايي كه به انبياء و اولياء عظيم الشأن وارد مي شد.
امام علي(ع) مي فرمايند: «ان البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان و للانبياء درجه» بلا براي ستمگر تأديب است و براي مؤمن امتحان و براي پيامبر، مقام و درجه است.ترجمه ميزان الحكمه، ج 2، ص 583، محمد محدي ري شهري، انتشارات دارالحديث، قم).بنابراين چنين نيست كه هر كس مبتلي به مصيبت و بلائي باشد به خاطر گناهان او بوده است بلكه ممكن است علل ديگري داشته باشد.
نكته شايان ذكر اين است كه: براي آگاهي از ديدگاه دين اسلام پيرامون موضوعي، بايد تمام متون و نصوص ديني پيرامون آن موضوع را با هم ملاحظه كرد ونتيجه قطعي را پس از ارزيابي كلي، بيان نمود.
در مورد اين روايتي كه از پيامبر اسلام(ص) بيان شد كه البته صحيح آن چنين است: «هيچ بيماري يا دردي نيست كه به مؤمن برسد، مگر اين كه كفاره گناه او باشد»(ترجمه ميزان الحكمه، ج 11، ص 5209، محمدي ري شهري، انتشارات دارالحديث قم).
بايد گفت: اين روايت را با روايات ديگري كه در اين زمينه رسيده و به آن اشاره شد مورد ملاحظه قرار داد. و به اصطلاح مقتضاي جمع بين ادله حكم مي كند كه بلاها را بايد به سه بخش تقسيم نمود. در روايت فوق از پيامبر(ص) به يك بخش از آن اشاره شده و در روايات ديگر به ساير اقسام آن نيز پرداخته شده است.
مطلب ديگر اينكه ممكن است سه تقسيم فوق از بلا و مصيبت با يكديگر تداخل داشته باشد. آنچه مهم است واكنش انسان در برابر سختي هاست و اينكه انسان چگونه با اين مشكلات و سختي ها برخورد كند و از آزمايش هاي الهي سرافراز بيرون آيد يا نه.
هنگامى كه خداوند بنده‏اى را دوست مى‏دارد او را به شدت در گرفتارى‏ها غوطه‏ور مى‏سازد (همان، ص 55). هم‏چنين از آن حضرت نقل شده است: ان اشد الناس بلاء الانبياء ثم الذين يلونهم ثم الامثل فامثل ؛ از ميان مردم بيش از همه انبيا دچار بلاها مى‏شوند، سپس كسانى كه در رتبه بعد از ايشان قرار دارند و سپس هر كس كه با فضيلت‏تر است به ترتيب از مراتب بالا به پايين(همان، ص 53). اكنون اين سؤال پديد مى‏آيد كه اين چگونه دوستى و رابطه‏اى است كه خداوند با اولياى خود دارد و سرّ اينگونه ابتلائات چيست؟ پاسخ آن است كه بلاها و دشوارى‏ها، فلسفه‏هاى متعددى دارند. حداقل آن در مورد بندگان صالح خدا امور زير است: 1- وسيله‏اى براى آمرزش گناه، 2- زمينه تقرب بيشتر و اعتلاى رتبه، 3- وسيله‏اى براى تربيت و استكمال نفس. به عبارت ديگر در بسيارى از موارد رفاه و آسايش، آدمى را به تعلقات مادى سرگرم و از ياد خدا بازمى‏دارد؛ ولى دشوارى‏ها و سختى‏ها از سويى آدمى را به ياد خدا انداخته و به التجا و تضرع در درگاه الهى و انس با پروردگار مى‏كشاند. از سوى ديگر دست و پنجه نرم كردن با دشوارى‏ها و سختى‏ها، انسان را آبديده و اراده او را قوى و نيرومند مى‏سازد. به تعبير آيت‏اللّه‏حائرى زمين ساده و دست نخورده، قابليت توليد و حاصل خيرى بالايى ندارد؛ اما همين كه شخم زده شد، بذر نيكو در آن رشد و بالندگى مى‏يابد و حاصلى انبوه پديد مى‏آورد. خداوند نيز قلب مؤمن را با بلاها شخم مى‏زند تا بذر ايمان و اراده و محبت و ياد خدا و عمل صالح در آن رشد و بالندگى يابد و در سايه آن شخصيت‏هايى چون اميرالمؤمنين(ع) و حسين‏بن على(ع) پديد مى‏آيد كه نه تنها بزرگترين افتخارات بشريت‏اند؛ بلكه در ملكوت آسمان‏ها نيز مورد تكريم و ستايش‏اند.
براى آگاهى بيشتر ر.ك: عدل الهى، شهيد مطهرى، ص 139 162.
امام صادق (ع) فرمود: در گرفتارى برادر [دينى] خود اظهار شادى و شماتت مكن تا [در نتيجه عمل بد تو] خداوند به او ترحم كند و آن گرفتارى را به سوى تو بگرداند. و فرمود: هر كس به مصيبتى كه به برادر [دينى‏اش] رسيده شادكام شود، از دنيا نرود تا خودش گرفتار شود.
(اصول كافى، باب الشماته، ح‏1)
فلسفه و حكمت  وقوع بلاها ومشكلات و مصائب از جانب خداوند براى مؤمنين چيست؟
پاسخ: براى روشن شدن حقيقت امر، استفاده از آيات و روايات و سخن بزرگان، پاسخ را در چند بخش بيان مى نمائيم:
الف) برخى بلاها و مصائب آثار و نتيجه اعمال خود انسان هاست، از اين رو نسبت به برخى مؤمنين مى توان گفت؛ آن ها خود باعث فرو فرستادن بلا از جانب خداوند هستند، یعنی در طول زندگى لغزش هايى از آن ها سر مى زند كه مستوجب تنبيه است و خداوند به خاطر ايمان اين اشخاص عذاب آن ها را در قالب بلا  در اين دنيا فرو مى فرستد و عذاب آن ها را به آخرت محوّل نمى كند و به اين وسيله آن ها را از آلودگى پاك كرده و آماده متنعّم شدن از نعمت هاى اخروى مى گرداند. در حديثى از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند: «انّ العبد اذا كثرت ذنوبه و لم يكن عنده من العمل ما يكفرها ابتلأه بالحزن ليكفرها;[1] هنگامى كه بنده اى گناهانش افزون شود و اعمالى كه آن را جبران كند نداشته باشد، خداوند او را گرفتار اندوه مى كند تا گناهانش را پاك كند.»
ب) اين سؤال كه چرا خداوند بر مؤمنين بلا مى فرستد ناشى از محدودنگرى عدّه اى از انسان ها است كه تصوّر مى كنند عالم محدود به همين دنيا است، لذا به مجرّد وارد آمدن سختى و مشكلات، داد سخن در مى دهند كه چرا انسان هاى مؤمن كه محبوب خداوند هستند دچار اين سختى ها و مصائب مى شوند، ولى اگر از فلسفه بلاها اطلاع كافى پيدا كنند و بدانند صبر و استقامت در برابر مصائب چه ميزان اجر و ثواب اخروى به دنبال دارد، ديگر چنين پرسشى به ذهن آنان خطور نخواهد كرد.
خداوند متعال مى فرمايد: «......وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ( 5 ) الَّذِينَ إِذَآ أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّـآ إِلَيْهِ رَ جِعُونَ ( 6 ) أُوْلَـئكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ;[2] و بشارت ده به استقامت كنندگان، كسانى كه هرگاه مصيبتى به آن ها رسد مى گويند: ما از خدايم و به سوى او باز مى گرديم، اين ها همان ها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آن ها هدايت يافتگانند.»
پس روشن است عالم، مجموعه از دنيا و آخرت است و سهم دنيا نسبت به آخرت آن قدر كوتاه و ناچيز است كه قابل مقايسه نيست،[3] حال اگر نعمت ها و آسايش مؤمنين در آخرت را در نظر بگيريم به راحتى حكم مى كنيم اين بلاها در مقابل نعمت هاى اخروى هيچ است.[4] براى نمونه شخصى براى قبول شدن در كنكور وقت زيادى صرف مى كند و سختى زيادى را تحمّل مى كند، ولى اين وقت و اين سختى با توجه به سربلند شدن در امتحان و تغيير سرنوشت زندگى او و نیز ديگر فوائد آن، بسيار ناچيز است.
ج) نسبى بودن بلا و نعمت
مصيبت ها و بلاها از جانب خداوند نعمت اند، همان گونه كه نعمت هاى ظاهرى نعمت اند، به اين معنى كه خداوند نعمت ها و در مقابل سختى ها را بر انسان فرو فرستاده و اين ها در واقع وسيله اند براى تعالى انسان، پس آن چه از جانب خداوند به انسان مى رسد خير است و موجب ترقى و كمال انسان است، ولى ممكن است برخى انسان ها با اختيار خود از اين وسائل، زمينه تكامل و تعالى خود را فراهم كنند. پس اين وسائل براى آن ها نعمت خواهد بود، خواه به شكل بلا و مصيبت باشد و خواه به شكل نعمت و رفاه، ممكن است برخى ديگر از اين ابزار هدايت، درست استفاده نكنند كه در اين صورت اين ابزار براى آن ها بلا و نقمت خواهد بود، خواه به شكل مصيبت و بلا باشد و خواه در قالب رفاه و آسايش دنيوى باشد.[5] پس در هر شرائط، نقش اساسى و تعيين كننده را انسان ایفاء مى كند و عكس العمل انسان در برابر آن ها، نعمت يا نقمت بودن را معين مى كند، از اين رو ممكن است آن چه به انسان مى رسد در قالب بلا و سختى ظهور كند، ولى انسان با عكس العمل مناسب به نحو مطلوبى از آن استفاده كند و به تعالى روح خود بپردازد.
شهيد مطهرى در اين باره مى گويد: از اين نكته نبايد غفلت ورزيد، مصائب وقتى نعمت هستند كه انسان از آن ها بهره بردارى كند و با صبر و استقامت و مواجهه با دشوارى هايى كه مصائب توليد مى كنند روح خود را كمال بخشد، امّا اگر انسان در برابر سختى ها فرار را انتخاب كند و ناله و شكوه سر دهد، در اين صورت بلا  براى او واقعاً بلاست.»[6]
* فوائد بلاها
آن چه گفتار گذشته را تأييد مى سازد و فلسفه نزول بلا را براى مؤمنين و اولياء الهى آشكار مى كند، لطف و نعمت پنهان و پوشيده شده در چهره بلا و گرفتارى است، بلاها هر چند به ظاهر سختى و محنت هستند ولى آثار و فوائدى دارند كه آن ها را در رديف برترين نعمت هاى الهى قرار مى دهد، از اين رو در ادامه به ذكر پاره اى از فوائد آن ها اشاره مى كنيم:
*خارج کردن تکبر از قلوب انسان‌ها
يكى از فوائد بلاها خارج كردن تكبّر و غرور از قلوب انسان ها و جايگزين نمودن تذلّل و خوارى در جانهاست.[7]انسان در طول زندگى خود شاهد تضاد و جنگ دو بُعد جسمانى و روحانى خويش است، و مصائب با نشان دادن ذلّت و فقر انسان به او، او را در اين جنگ يارى مى رساند و زمينه پيروزى بُعد روحانى بر بُعد جسمانى و شهوانى را فراهم مى كند.
*بلاء وسيله تذكّر و يادآورى
انسان همچون مسافرى است كه در مسير زندگى خود در حركت است و اگر در طول مسير هميشه در رفاه و آسايش باشد ممكن است غفلت بر او چيره شود و او را از مسير اصلى و هدف نهايى باز دارد، از اين رو خداوند كه أرحم الراحمين و از همگان نسبت به انسان مهربان تر است، زنگ بيدار باش را براى انسان در قالب بلا و سختى به صدا در مى آورد و انسان را از عواقب خطرناك ضلالت و گمراهى باخبر مى سازد. خداوند متعال مى فرمايد: «وَلَقَدْ أَخَذْنَآءَالَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْص مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ;[8] و ما نزديكان و قوم فرعون را به خشكسالى و كمبود ميوه ها گرفتار كرديم شايد متذكّر گردند.»
همچنين امير مؤمنان على(ع) مى فرمايد: «انَّ اللّه يبتلى عبادَهُ عند الأَعمال السَيِّئة بنقص الثمرات و حبسِ البركات و إغلاقِ خزائِنِ الخَيْرات ليتوبَ تائبٌ و يُقْطِعَ مُقْطِعٌ وَ يَتَذَكَّرَ متذكِّرٌ;[9] خداوند بندگان خويش را به هنگامى كه كارهاى بد انجام مى دهند با كمبود ميوه ها و جلوگيرى از نزول بركات و بستن در گنج هاى خيرات به روى آنان آزمايش مى كند.»
* اجر و پاداش اخروى
بديهى است كه خداوند به كسى ظلم نمى كند «وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّم لِّلْعَبِيدِ;[10] و خداوند هرگز به بندگان ظلم نمى كند.» و در كتب كلامى و اعتقادى تحت عنوان «اعواض الآلام; عوض هاى سختى ها و رنج ها» بيان شده سختى ها و مصائبى كه از جانب خداوند به انسان ها مى سد در آخرت جبران مى شود. گذشته از اين مطلب صبر و استقامت در برابر شدائد و مصائب و پيمودن راه سعادت و تكامل در شرائط سخت و دشوار، أجر و پاداش اخروى بسيارى را نصيب انسان خواهد نمود، چنان كه در روايتى نقل شده روزى عبداللّه بن ابى يعفور نزد امام صادق(ع) به شكوه و گلايه پرداخت كه من هميشه در سختى و بيمارى به سر مى برم، امام(ع) در جواب فرمودند: «لو يعلم المؤمن ما له من الأجر فى المصائب لتمنّى أنّه قرض بالمقاريض;[11] اگر شخص مؤمن بداند كه پايدارى در برابر مصائب و سختى ها چه اندازه اجر و ثواب دارد آروز مى كند كه بدن او با قيچى قطعه قطعه شود»
*سختى باعث تكامل
بلاها و سختى ها زمينه ساز سعادت و كمال هستند و به تعبير استاد مطهرى «بدهای ما در خوبى ها و زائيده آن ها هستند.»[12] و در منطق عقل و شرع سختى ها انسان را آبديده مى كنند و او را به آسايش و سعادت مى رسانند و نيروهاى بالقوّه او را در مسير پيشرفت و تكامل به فعليت مى رسانند «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا;[13] همانا به همراه هر سختى آسايش و راحتى است.» آرى اگر انسان در ناز و نعمت و آسايش به سر ببرد نمى توان توقع داشت كه سخت كوش و توانمند شود چرا كه اگر شخصى مى خواهد فنّ شناگرى را ياد بگيرد تا سختى و مرارت فرو رفتن هاى مكرّر در آب را لمس نكند شناگر خوبى نخواهد شد. اميرمؤمنان على(ع) در فرازى از سخنان خود مى فرمايند: «درختان بيابانى (كه از مراقبت و رسيدگى باغبان محرومند) چوب محكم تر و دوام بيشترى دارند درختان باغتان (كه دائماً مراقبت شده اند) نازك پوست و بى دوام ترند.»[14]
* شناخته شدن صابرين
خداوند متعال مى فرمايد: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَ نَبْلُوَاْ أَخْبَارَكُمْ ;[15] ما همه شما را قطعاً آزمايش مى كنيم تا معلوم شود مجاهدان واقعى و صابران از ميان شما كيانند؟ و اخبار شما را بيازمائيم.»
البته ذكر اين نكته لازم است كه اين آزمايش ها براى علم پيدا كردن خداوند نيست چرا كه خداوند بر همه چيز عالم است، بلكه براى آشكار شدن چهره انسان ها براى خودشان و ديگران است تا در روز قيامت حجّت و دليل بر همگان تمام باشد. در حديثى از امام رضا(ع) نقل شده كه در مورد قول خداوند «لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً;[16] تا بيازمايد كه كدامين يك از شما نيكوكارتريد.» فرمودند: خداوند بندگانش را خلق كرد تا آن ها را بواسطه تكليف كردن طاعت و عبادتش، آزمايش كند، ولى نه براى تجربه و علم پيدا كردن، چرا كه خداوند پيوسته عالم به هر چيز است.»[17]
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. اصول كافى، كلينى، دارالكتب الاسلاميّه، ج 2، ص 444.
[2]. بقره، 155ـ157.
[3]. ر. ك به نهج البلاغه، خطبه 32.
[4]. «قُلْ مَتَـعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالاَْخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى; بگو: سرمايه زندگى دنا ناچيز است و سراى آخرت براى كسى كه پرهيزگار باشد بهتر است.» نساء، 77.
[5]. ر.ك به مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، صدرا، ج 1، ص 183.
[6]. مجموعه آثار، همان
[7]. نهج البلاغة، خطبه 238.
[8]. اعراف، 30.
[9]. نهج البلاغه، خطبه 143. برخی از نسخ بدین صورت است: ویقلع مقلع (شرح نهج البلاغه بحرانی جزء 3ص182خطبه 142)
[10]. حج، 10.
[11]. اصول كافى، همان، ص 255، و بحارالأنوار، مجلسى، ج 64، ص 212.
[12]. مجموعه آثار، همان، ص 174.
[13]. انشراح، 5.
[14]. نهج البلاغه، نامه 45.
[15]. محمد، 31.
[16]. ملك، 2.
[17]. التوحيد، شيخ صدوق، جامعه مدرسين، ص 320، ح 2، و بحارالانوار، همان، ج 4، ص 80.
  معرفی كتاب:
برای آگاهی بیشتر رجوع فرمایید به:
1. تفسیر نمونه ذیل آیات مربوط به بحث
2. عدل الهی : شهید مطهری
1 . انبیاء / 35 و همچنین آیات دیگر مانند: بقره / 155.
2 . ملك / 2. «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ»
3 . شوری / 30. «وَمَا أَصَابَكُم مِن مُصِیبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَیْدِیكُمْ»
4 . مستدرك، ج 13، ص 333.
5 . من لایحضره، ج 1، ص 524.
6 . سجده / 21. «وَلَنُذِیقَنَّهُم مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى‏ دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»
7 . بحار ، ج 67، ص 229.
8 . بقره / 155.
9 . المتحیص، ج 59، ص 125.
10 . بحارالانوار، ج 67، ص 24.
11 . بحارالانوار، ج 67، ص 212.
12 . بحارالانوار، ج 78، ص 374.
13 . یوسف / 105. «وَكَأَیِّن مِنْ آیَةٍ فِی السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ»
14 . تفسیر قمی، ج 1، ص 357.
15 . اعلام الدین، ص 433.
16 . بحارالانوار، 81/194/52.
17 . شرح نهج‌ ابن ابی الحدید، ج 13، ص 156
18 . بحارالانوار، ج 81، ص 191.
19 . «ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْیَةً إِنَّهُ لاَیُحِبُّ الْمُعْتَدینَ * وَلاَ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ» اعراف / 55 و 56.
20 . مصباح الشریعه، باب 85، (خوف و رجاء).
21 . التمهید ج 57، ص 114.
22 . بحار، ج 63، ص 288.

 

 


برچسب‌ها: بلا و گرفتاری از نظر اسلام و روایات
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر