آموزههای قرآنی (بصیرتِ عملیِ دنیا نسبت به آخرت)
قرآن کریم بارها تأکید میکند که اعمال انسان به نتیجهای متناسب میانجامد و قلب و رفتار، زمینهساز ثواب یا عقاب هستند. آیات متعدد، بر ثبت اعمال و سنجش هر فرد بر پایهٔ کارنامهٔ دنیا دلالت دارند؛ بنابراین آنچه در عرصهٔ اختیار و رفتار تحقق مییابد نشانهای از جایگاه نهایی انسان است. از این رو میتوان گفت: اگر کسی در دنیا «کور» نسبت به حقّ و فطرت باشد — یعنی نور معرفت، وجد یا تقوا در دلش روشن نباشد — همان زمینهها در آخرت ثمر میدهد.
آموزههای روایی از اهلبیت(ع)
اهلبیت(ع) در روایات فراوانی به نقش قلب و باطن در تعیین سرنوشت آخرت اشاره کردهاند. در این روایات «دل» مهمترین معیار شناخته میشود؛ دل مؤمن به نور هدایت پاسخ میدهد و دلِ تیره و بسته، بار دیگر زیانبار خواهد بود. تعبیرات رواییِ شیعی غالباً بر استمرار وضع نفسانی پس از مرگ و اینکه امور دنیوی صفات اخروی را میسازند، تأکید دارند. بنابراین پیامِ رواییِ کلی این است که «آنکه در دنیا با چشم باطن نابینا باشد، در عوالم دیگر نیز از نور محروم خواهد ماند.»
تفاسیر و برداشت علما (شیعه)
مفسّران شیعه ضمن تفسیر آیات مرتبط با جزا و ثواب، پیوستگی عمل و نتیجه را تأکید کردهاند: آخرت جدای از عالم دنیا نیست بلکه دنیا مزرعه و مقدمه و سکوی صعود و عالم آخرت نتیجهٔ واقعیّتهای نفسانی و اخلاقیِ زندگی دنیاست که همراه ماست و جدای از ما نیست . علمای اخلاق و فقه ضمن توجه به آثار ظاهری اعمال، همواره به «تهذیب نفس» بهعنوان مسیر تضمینگرِ نجات آخرت اشاره داشتهاند. بهطور خلاصه، در وجوه تفسیری، دنیا عرصهٔ تربیت و امتحان است و مؤلّفههای باطنیِ انسان، نمودِ اخروی خود را مییابند.
عرفا و متألهین شیعی (مانند حکما و متصوفهای که در حوزهٔ شیعی نفوذ داشتند) نگاه تجربهمحورتر و رواننگارتری عرضه میکنند: بهزعم عرفا، بهشت و جهنم اگرچه بهصورت عوالمی فراطبیعی وجود دارند، ولی تجربهٔ آنها نسبت مستقیمی با «حالات روحی» دارد — حالاتِ قلبیِ پاک یا آلوده. ملاصدرا و حکمای متأخرتر، استمرار نفس و تأثیر عادات نفسانی را بر کیفیت بعدیِ هستی فردی شرح دادهاند؛ یعنی قوهها و عادات که در دنیا شکل میگیرند، در عالم پس از مرگ به صورت قابلیتها یا ضعفها باقی میمانند. نتیجهٔ عرفانیِ این برداشت آن است که «حالت فعلیِ باطن، پیشنماییِ وضعیت اخروی است.»
قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنی أَعْمی وَ قَدْ كُنْتُ بَصیرًا قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آیاتُنا فَنَسیتَها وَ كَذلِكَ الْیَوْمَ تُنْسی
سورهٔ طه، آیات ۱۲۵–۱۲۶
ترجمه:
(او در قیامت میگوید:) «پروردگارا! چرا مرا نابینا محشور کردی در حالیکه در دنیا بینا بودم؟»
(خداوند میفرماید:) «چنین است، آیات ما به سوی تو آمد و تو آنها را فراموش کردی، و همانگونه امروز تو فراموش خواهی شد.»
مضمون آیات
این آیات به روشنی بیان میکنند که نابینایی در آخرت نتیجهٔ نابیناییِ معنوی در دنیاست. مقصود از «اعمی» در اینجا نابینایی جسمی نیست، بلکه کوری دل و بیاعتنایی نسبت به نشانهها و حقایق الهی است. کسی که در دنیا چشم دلش به حقیقت بسته است، در آخرت نیز از مشاهدهٔ رحمت و جمال الهی محروم خواهد بود.
تأیید در آیهای دیگر
در سورهٔ اسراء، آیهٔ ۷۲ نیز میفرماید:
وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
ترجمه: و هر کس در این دنیا نابینا (از دیدن حق و حقیقت) باشد، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر خواهد بود.
در تفسیر المیزان علامه طباطبایی ذیل این آیه آمده است:
«مقصود از کوری در دنیا، نابینایی بصیرت است نه بینایی چشم. یعنی کسی که در دنیا حقیقت را نمیبیند و از آیات خدا عبرت نمیگیرد، در آخرت نیز از مشاهدهٔ مراتب قرب الهی محروم است و در ظلمات ضلالت باقی میماند.»
در تفسیر نمونه آیتالله مکارم شیرازی نیز آمده است:
«کوری در آخرت، همان تجسم حالت روحی انسان در دنیاست. کسی که در دنیا چشم حقیقتبین خود را بسته است، همان حالت در قیامت در وجودش آشکار میشود.»
روایات اهلبیت(ع)
امام صادق(ع) در تفسیر آیهٔ «وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى...» فرمودند:
«یعنی هر که در دنیا کور دل باشد از ولایت ما، در آخرت نیز کور است.»
(تفسیر قمی، ج ۲، ص ۳۷)
و در حدیثی دیگر از امام باقر(ع) آمده است:
«من أعمی الله قلبه عن ولایتنا فی الدنیا أعماه فی الآخرة و أضله سبیلاً.»
(بحارالأنوار، ج ۲۳، ص ۳۲۱)
جمعبندی و نتیجهگیری کاربردی
۱. اصولِ مشترک: قرآن، روایات اهلبیت(ع)، تفاسیر، عرفان و حکمت، همگی بر این نکته تأکید دارند که آنچه در باطن و عمل انسان در دنیا شکل میگیرد، تعیینکنندهٔ سرنوشت اخروی اوست.
۲. تفسیرِ «کور بودن»: این اصطلاح را بهتر است به معنای «نابیناییِ باطنی نسبت به حقّ، فطرت و اخلاق» فهم کنیم — نه الزاماً به معنای صرفِ فقدانِ بصری.
۳. پیام عملی: تمرکز بر تهذیب نفس، مراقبت از دل و اصلاح رفتار در دنیا نه تنها فضیلت اخلاقی است، بلکه بهمثابه سرمایهای است که کیفیت تجربهٔ انسان را پس از مرگ میسازد.
۴. موافقتِ مکاتب: هرچند در جزئیاتِ نحوهٔ تحققِ پاداش/عقاب میان مکاتب اختلاف است، گفتمان دینی شیعی در مجموع پیوستگیِ دنیا و آخرت را پذیرفته و «آمادهسازیِ باطن» را محور قرار داده است.
از منظر قرآن و روایات اهلبیت(ع)، نابینایی اخروی نتیجهٔ مستقیم نابینایی قلبی و غفلت از حق در دنیاست. انسان با دل خود میبیند، و اگر چشم دلش در دنیا بسته باشد، در قیامت نیز از دیدن رحمت الهی و حقیقت وجود خود محروم خواهد بود. این نابینایی نه مجازات بیرونی بلکه تجسم حالت درونی انسان است پس به تعبیری تجلی و تظاهر جهنم و بهشت از ابتدای خلقت انسان مکلف تا بی نهایت حضورش همراه اوست اما متغیر و قابل صعود و نزول ... والله اعلم بما تعلمون
برچسبها: از منظر قرآن, روایات اهلبیت, ع, تفاسیر