تعبیرخواب تعبیر خواب استخار مشاوره مذهبی
تعبیرخواب تعبیر خواب استخاره مشاوره مذهبی تلفنی واتساپ ۰۹۳۶۶۸۸۱۰۸۸ تلفن ثابت ۹۰۹۹۰۷۱۹۱۴
نوشته شده در تاريخ توسط موبایل ۰۹۳۶۶۸۸۱۰۸۸ تلفن ثابت ۹۰۹۹۰۷۱۹۱۴ |
زبان خوب، زباني است كه جز به ذكر خدا، شكر نعمت هاي او، راهنمايي مردم و... سخن ديگري نگويد و زبان بد، زباني است كه جز به بدي و بيهوده گويي سخن نمي گويد. حال چون خطر زبان بسيار است بايد دانست كه ؛علاج بد زباني وبيهوده گويي چيزي نيست جز سكوت واينكه در فضيلت آن مطالبي را متذكر خود شويم.
 ضد بيهوده گويي وهرزه گويي يا خاموشي است يا سخنان سودمند گفتن؛ خواه مربوط به دين باشد يا دنيا. در كلام عرب صمت به فتح (صاد) بمعنى سكوت است كه در مجموع تعريفي از اين واژه به طور دقيق به چشم نمي خورد ولي بعضى سكوت را بمعنى سكون تفسير كردند و بعضی دیگرسكوت مقابل نطق آورده­اند.
 
منظور از سكوت
 در اين جا مقصود از سكوت، سكوت مطلق نيست؛ زيرا كه سكوت مطلق از لوازم عقل نيست و افضل از كلام نيست، بلكه منظور از سكوت يعنى سكوت از حرفها و سخنان غير مناسب و بى‏فائده كه كلام در موقع خود، افضل از سكوت است؛ زيرا كه به واسطه كلام، نشر معارف و حقايق دينيّه ونشرآداب شريعت مي شود و خداى تعالى متّصف به تكلّم است و از اوصاف جميله او «متكلّم» است. از اين جهت، در مقابل صمت، تكلّم قرار ندارد، بلكه هَذَر- به فتحتين- را، كه عبارت از هذيان است و تكلّم‏ به چيزهاى بى‏معنى است، قرار دارد.
 پس، آنچه از جنود عقل است و در شرع و عقل مورد تحسين است، سكوت از هذيان و هذر است و البته اين سكوت و حفظِ زبان از لغو و باطل، از فضايل و كمالات انسانى است؛ بلكه اختيار زبان را داشتن و اين مار سركش را در تحت اختيار درآوردن از بزرگترين هنرمندى‏ها است كه كمتر كسى مى‏تواند به آن موفق شود و اگر كسى داراى چنين قدرتى شد، از آفات و خطرات بسيارى محفوظ ماند. 
 
فضيلت سكوت
 در فضيلت سكوت مطالب بسياري در كلام معصومين(ع) و بزرگان ذكر شده است كه ما به اختصار به آنها مي پردازيم.
اول عبادت سكوت است. 
اول علم سكوت است. 
خاموشى و سكوت درى است از درهاى حكمت. 
عبادت ده قسم است؛ نه قسمت آن در سكوت و خاموشى است.
سكوت ميراث حكمت است.
آبادترين مكانها دلهاى مردان شايسته‏ى ساكت باشد. 
بهترين عبادت سكوت است
چون خرد به مرتبه كمال رسد گفتار كاهش مى‏يابد. 
سكوت طلا و سخن نقره است.
از نشانه‏هاى كمال اسلام شخص، ترك سخن بيهوده است.
 
سكوت بهتر است يا سخن گفتن؟
 اگر گفته شود علت اين همه فضيلت براي سكوت چيست، بايد گفت علت آن آفتهاي زياد زبان است كه عبارتند از: اشتباه، دروغ، سخن چيني، غيبت، و... كه بر زبان سنگين نيست ودر دل شيرين است و چون افسار زدن بر زبان دشوار است از اين رو در فضيلت سكوت بسيار سفارش شده است.زيرا سخن بر چهار قسم است:
يك نوع سخن، ضرر خالص است، نوع ديگر، بهره خالص است، نوعي هم ضرر دارد وهم بهره و نوع آخر كه نه ضرر دارد ونه بهره.
 اما آن نوعي كه فقط ضرردارد، بايد در آن سكوت كرد و نيز از سخني كه ضرر و بهره دارد و ضررش با بهره برابر نيست بايد پرهيز كرد، اما سخني كه نه فايده دارد ونه ضرر، زايد است و سرگرم شدن به آن، هدر دادن وقت است و عين ضرر است. بنابراين فقط نوع چهارم كه سودمند است باقي مي ماند كه در اين سخن نيز خطر است؛ زيرا گاهي با سخني كه آلوده به گناه است چون ريا، سازشكاري، غيبت، خود ستايي وسخن زايد به گونه اي آميخته مي شود كه درك آن مشكل استو اگر بتوان از اين آفات دوري جست بايد گفت آنجا كه بايد سخن درست گفت، در خاموشى خيرى نيست، چنانكه در سخن ناآگاهانه نيز خيرى نخواهد بودوسخن گفتن در راه حقّ بهتر است از سكوت بر باطل. 
 در روايتي از امام سجاد(ع) كه از ايشان در باره سكوت و سخن گفتن سؤال شد كه كدام يك از آنها بهتر مى‏باشند آمده است: هر يك از آنها آفاتى دارند و هر گاه از آفت مصون باشند، سخن گفتن بهتر از سكوت مى‏باشد. پرسيدند: يابن رسول اللَّه! اين مطلب را بيشتر توضيح دهيد تا موضوع روشن شود. فرمود: براى اينكه خداوند انبياء و مرسلين و اوصياء را براى سكوت مبعوث نكرد؛ خداوند آنها را فرستاد تا سخن بگويند بهشت را با سكوت نمى‏توان بدست‏آورد و با سكوت به ولايت خداوند نتوان رسيد و با سكوت هم نمى‏توان از جهنم دور شد تمام اينها را با سخن بايد بدست آورد و نمى‏توان ماه را با آفتاب مقايسه كرد. 
 
ويژگي و آثار سخن نيكو
 حال كه بيان كرديم كه سخن حق و نيكو از سكوت برتر است بايد دانست كه سخن نيكو، سخني است كه:
برخاسته از فكر وانديشه باشد.
همراه با ادب اسلامي باشد.
راست وهمراه با عمل باشد.
 اين سخن زيبا آثار وبركات زيادي دارد وكسي كه زبان خود را به زيباگويي عادت دهد، از اين بركات بهره مند خواهد شد.
گفتار نيك ثروت را زياد، روزى را افزون مى‏كند، اجل را به تأخير مى‏اندازد، محبت خاندان را جلب، انسان را داخل بهشت مى‏كند.دوستان را بسيار مي كند، دشمنان را اندك مي نمايد و موجب در امان ماندن از سرزنش مي شود.
 
زمينه سكوت
 از جمله مواردي كه زمینه ساز سكوت است اين مي باشد كه آدمي آنچه را كه نمى‏داند نگويد، بلكه همه آنچه را كه مي داند نيز به زبان نراند كه اين خود برآمده از عقل كامل شخص مي باشد و در اين ميان ترس از خداوند و شناخت خدا26--نقش مؤثري دارد.  
 
آثار سكوت
سكوت، راهنماى تمام خوبيهاست.  
به وسيله‏ى سكوت، كسب محبت و دوستى مى‏شود.
سكوت باعث سلامتى و آسايش فرشتگان نويسنده مى‏شود.
نگهدارى زبان، ايمان را محكم، دل را آرام مي كند.         
هر كس خاموش باشد نجات پيدا مى‏كند. 
هر كس سلامتى دنيا و آخرت را طالب است، زبانش را مقيد سازد      
مؤمن سكوت مى‏كند تا سالم بماند
چيره نشدن شيطان، داراي عزت شدن، پوشاننده بديها،  
سكوت، عملي است كه بر زبان آسان و در ميزان سنگين باشد34--و از نشانه‏هاى مؤمن، خاموشى است
سكوت گنجى است كه براى بردبار زينت، براى نادان پرده و پوشش است.
كثرت سكوت، هيبت آدمى را زياد مى‏كند
با هيچ چيز همانند سكوت نمى‏توان خدا را عبادت كرد. 
سكوت، مردم را به كارها و اعمال نيك رهبرى مى‏كند. 
سكوت از علايم دانايى است. 
نشانه شيعيان است. 
با سكوت بسيار، وقار انسان بيشتر شود.
از علايم نيكويي اسلام، سكوت است. 
 
آثار سخن زياد
خراب‏ترين مكانها دلهاى آنانست كه سخنهاى بى‏فايده گويند. 
هر كس در سخن گفتن شتاب كرد زبانش او را بسوى بديها كشاند. 
هر كس كه كلامش زياد باشد لغزشش فراوان است. ‏
هر كه مالك زبان خود نباشد، پشيمان مى‏گردد. 
 
 
سکوت در آیات قرآن مجید

در دو مورد از آیات قرآن مجید مساله سکوت به عنوان یک ارزش والا مطرح

شده است.

نخست در داستان حضرت مریم علیها السلام می خوانیم که در آن لحظات طوفانی که درد سخت زائیدن به او دست داد آن گونه که او را از آبادی به بیابان خشک و خالی کشاند، به قدری غم و اندوه سراسر وجود او را فراگرفته بود که حساب نداشت، مخصوصا از این که نوزادش متولد شود و رگبار تهمتهای مردم بی ایمان متوجه او گردد تا آنجا که تقاضای مرگ از خدا کرد؛ در این هنگام ندائی شنید که به او دستور می دهد غمگین مباش پروردگارت از پائین پای تو چشمه آب گوارائی جاری ساخته (و درخت خشکیده خرما به فرمان او به بار نشسته است) ... از آن غذای لذیذ بخور و از آن چشمه گوارا بنوش و چشمت را (به مولود تازه) روشن دار و هرگاه انسانی را دیدی و از تو توضیح خواست با اشاره بگو: من برای خدای رحمان روزه گرفته ام و امروز با احدی سخن نمی گویم (فاجاءها المخاض الی جذع النخلة قالت یا لیتنی مت قبل هذا و کنت نسیا منسیا - فنادها من تحتها الاتحزنی قد جعل ربک تحتک سریا - و هزی الیک بجذع النخلة تساقط علیک رطبا جنیا - فکلی و اشربی و قری عینا فاما ترین من البشر احدا؛ فقولی انی نذرت للرحمن صوما فلن اکلم الیوم انسیا)

در این که این ندا کننده جبرئیل بوده است یا نوزاد مریم (یعنی حضرت مسیح) در میان مفسران گفتگو است؛ بعضی این پیام را مناسب مقام جبرئیل دانسته اند ولی به گفته علامه طباطبائی در «المیزان» تعبیر به «من تحتها» (از پائین پای او) تناسب با حضرت مسیح علیه السلام دارد، افزون بر این ضمیرهائی که درآیه وجود دارد غالبا به حضرت مسیح علیه السلام بر می گردد، و مناسب است که ضمیر در «نادی» نیز به او بر گردد، ولی به هرحال آنچه در اینجا مورد توجه ما است این است که دستور به نذر سکوت، یک دستور الهی بود، خواه به وسیله فرشته الهی به (جبرئیل) ابلاغ شده باشد یا به وسیله حضرت مسیح علیه السلام و می دانیم نذر همواره به کاری تعلق می گیرد که دارای رجحان و مطلوبیت الهی باشد، بنابراین «روزه سکوت» - حداقل - در آن امت یک عمل الهی بود،


و از تعبیر آیه چنین بر می آید که نذر سکوت برای مردم آن زمان یک کار شناخته شده بود؛ به همین دلیل، هنگامی که مریم با اشاره اظهار داشت که روزه سکوت گرفته ام ظاهرا کسی بر این کار او ایراد نگرفت.

این احتمال نیز داده شده است که روزه او از آب و غذا و کلام بوده نه تنها سکوت.

البته روزه سکوت در شریعت اسلام به خاطر تفاوت شرایط زمان و مکان تحریم شده و در حدیثی از امام سجاد، علی بن الحسین علیهما السلام می خوانیم «وصوم الصمت حرام؛ روزه سکوت حرام است! »

همین معنی در حدیث دیگری در وصایای پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام نیز آمده است

در حدیث دیگری نیز از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «ولاصمت یوما الی اللیل؛ روزه سکوت از صبح تا به شب در اسلام وجود ندارد! » 

البته یکی از آداب صوم کامل در اسلام این است که انسان هنگام روزه گرفتن زبان خود را از آلودگی به گناه و سخنان باطل حفظ کند همان گونه که چشم و گوش را باید از آلودگی به گناه محافظت کرد. امام صادق علیه السلام در حدیثی می فرماید: «ان الصوم لیس من الطعام و الشراب وحده ان مریم قالت انی نذرت للرحمان صوما ای صمتا فاحفظوا السنتکم و غضوا ابصارکم ... ؛ روزه تنها از غذا و نوشیدنیها نیست (مگر نمی بیند که) مریم گفت: من برای خداوند رحمان روزه ای نذر کرده ام؛ یعنی، سکوت را، بنابراین هنگامی که روزه هستید زبانهای خود را حفظ کنید و چشمان خود را (از گناه) ببندید! » 

به هر حال، از مجموع آیه و روایاتی که در تفسیر آن آمده اهمیت سکوت و ارزش آن ظاهر می شود.

در آیه 10 همین سوره (مریم) اشاره دیگری به اهمیت سکوت دیده می شود آنجا که در داستان «زکریا» علیه السلام می خوانیم: «هنگامی که مژده تولد حضرت «یحیی» علیه السلام در آینده نزدیک به او داده شد در حالی که هم خودش پیر و ناتوان بود و هم همسرش نازا، از خداوند تقاضای نشانه ای کرد، (قال رب اجعل لی آیة) و به او وحی شد که: نشانه تو

آن است که سه شبانه روز تمام در حالی که زبانت سالم است قدرت سخن گفتن با مردم را نخواهی داشت (تنها زبانت به ذکر خدا و مناجات با او گردش می کند) (قال آیتک الا تکلم الناس ثلاث لیال سویا) .

درست است که در این آیه تحسین یا مذمتی از سکوت نیست، ولی همین اندازه که آن را به عنوان یک آیت الهی برای «زکریا» قرار داد دلیل بر این است که ارزش الهی دارد.

همین معنی در سوره آل عمران، آیه 41 نیز آمده است که «زکریا» پس از شنیدن این مژده بزرگ (مژده صاحب فرزند شدن، آن هم فرزند صالح و بسیار برجسته ای همچون یحیی علیه السلام) تقاضای آیت و نشانه ای از پروردگارش کرد، در پاسخ به او فرمود: آیت و نشانه تو آن است که سه روز جز با اشاره و رمز با مردم سخن نخواهی گفت (قال آیتک الا تکلم الناس ثلاثة ایام الا رمزا) .

بعضی از مفسران احتمال داده اند که خود داری زکریا از سخن گفتن با مردم جنبه اختیاری داشته نه این که زبان او بی اختیار جز با ذکر خدا باز نمی شده؛ و به تعبیر دیگر، او مامور به روزه سکوت در آن سه روز بود.

«فخر رازی» این قول را از «ابومسلم» نقل می کند و آن را تفسیر زیبا و معقولی می شمرد، ولی این تفسیر با محتوای آیه چندان سازگار نیست؛ زیرا زکریا درخواست آیه و نشانه ای برای آن بشارت الهی کرده بود وسکوت اختیاری نمی تواند دلیل بر این معنی باشد جز با تکلف.

به هر حال، این گفتگوها درباره تفسیر آیه در آنچه ما به دنبال آن هستیم یعنی ارزش سکوت از نظر قرآن تاثیر چندانی ندارد؛ زیرا از آیات بالا بخوبی استفاده می شود که سکوت یک ارزش والا داشته که به عنوان یک آیت الهی ارائه شده است.

البته روزه‏سكوت در شریعت اسلام به خاطر تفاوت شرایط زمان و مكان تحریم شده و در حدیثى از امام سجاد، على‏بن‏الحسین علیهما السلام مى‏خوانیم «وصوم الصمت‏حرام; روزه سكوت حرام است!»

همین معنى در حدیث دیگرى در وصایاى پیامبر صلى الله علیه و آله به على علیه السلام نیز آمده است

در حدیث دیگرى نیز از امام صادق علیه السلام مى‏خوانیم: «ولاصمت‏یوما الى اللیل; روزه سكوت از صبح تا به شب در اسلام وجود ندارد!»

البته یكى از آداب صوم كامل در اسلام این است كه انسان هنگام روزه گرفتن زبان خود را از آلودگى به گناه و سخنان باطل حفظ كند همان‏گونه كه چشم و گوش را باید از آلودگى به گناه محافظت كرد. امام صادق علیه السلام در حدیثى مى‏فرماید: «ان الصوم لیس من الطعام و الشراب وحده ان مریم قالت انى نذرت للرحمان صوما اى صمتا فاحفظوا السنتكم و غضوا ابصاركم ... ; روزه تنها از غذا و نوشیدنیها نیست (مگر نمى‏بیند كه) مریم گفت: من براى خداوند رحمان روزه‏اى نذر كرده‏ام; یعنى، سكوت را، بنابراین هنگامى كه روزه هستید زبانهاى خود را حفظ كنید و چشمان خود را (از گناه) ببندید!»

به هر حال، از مجموع آیه و روایاتى كه در تفسیر آن آمده اهمیت‏سكوت و ارزش آن ظاهر مى‏شود.

در آیه‏10 همین سوره (مریم) اشاره دیگرى به اهمیت‏سكوت دیده مى‏شود آنجا كه در داستان «زكریا» علیه السلام مى‏خوانیم: «هنگامى كه مژده تولد حضرت «یحیى‏» علیه السلام در آینده نزدیك به او داده شد در حالى كه هم خودش پیر و ناتوان بود و هم همسرش نازا، از خداوند تقاضاى نشانه‏اى كرد، (قال رب اجعل لى آیة) و به او وحى شد كه: نشانه تو آن است كه سه شبانه روز تمام در حالى كه زبانت‏سالم است قدرت سخن گفتن با مردم را نخواهى داشت (تنها زبانت‏به ذكر خدا و مناجات با او گردش مى‏كند) (قال آیتك الا تكلم الناس ثلاث لیال سویا).

درست است كه در این آیه تحسین یا مذمتى از سكوت نیست، ولى همین اندازه كه آن‏را به‏عنوان یك آیت الهى براى «زكریا» قرار داد دلیل بر این است كه ارزش‏الهى دارد.

همین معنى در سوره آل عمران، آیه‏41 نیز آمده است كه «زكریا» پس از شنیدن این مژده‏بزرگ (مژده‏صاحب فرزند شدن، آن هم فرزند صالح و بسیار برجسته‏اى همچون یحیى علیه السلام) تقاضاى آیت و نشانه‏اى از پروردگارش كرد، در پاسخ به او فرمود: آیت و نشانه تو آن است كه سه روز جز با اشاره و رمز با مردم سخن نخواهى گفت (قال آیتك الا تكلم الناس ثلاثة ایام الا رمزا).

بعضى از مفسران احتمال داده‏اند كه خود دارى زكریا از سخن گفتن با مردم جنبه اختیارى داشته نه این‏كه زبان او بى‏اختیار جز با ذكر خدا باز نمى‏شده; و به تعبیر دیگر، او مامور به روزه سكوت در آن سه روز بود.

«فخر رازى‏» این قول را از «ابومسلم‏» نقل مى‏كند و آن را تفسیر زیبا و معقولى مى‏شمرد، ولى این تفسیر با محتواى آیه چندان سازگار نیست; زیرا زكریا درخواست آیه و نشانه‏اى براى آن بشارت الهى كرده بود و سكوت اختیارى نمى‏تواند دلیل بر این معنى باشد جز با تكلف.

به هر حال، این گفتگوها درباره تفسیر آیه در آنچه ما به دنبال آن هستیم یعنى ارزش سكوت از نظر قرآن تاثیر چندانى ندارد; زیرا از آیات بالا بخوبى استفاده مى‏شود كه سكوت یك ارزش والا داشته كه به عنوان یك آیت الهى ارائه شده است.

سكوت در روایات اسلامى

اهمیت «صمت‏» (سكوت) در روایات اسلامى بازتاب بسیار گسترده‏اى دارد، و نكته‏هاى دقیق و ظریفى درباره آن بیان شده، و آثار و ثمرات آن با تعبیرات جالبى تشریح شده است، كه به بخشى از آن ذیلا اشاره مى‏شود.

1- در زمینه تاثیر سكوت در تعمیق تفكر و استوارى عقل، از رسول‏خدا صلى الله علیه و آله نقل شده كه فرمود: «اذا رایتم المؤمن صموتا فادنوا منه فانه یلقى‏الحكمة و المؤمن قلیل الكلام كثیر العمل و المنافق كثیر الكلام قلیل العمل; هنگامى كه مؤمن را خاموش ببینید به او نزدیك شوید كه دانش و حكمت‏به شما القا مى‏كند، و مؤمن كمتر سخن مى‏گوید و بسیار عمل مى‏كند، و منافق بسیار سخن مى‏گوید و كمتر عمل مى‏كند.»

2- در حدیث دیگرى در همین زمینه از امام صادق علیه السلام مى‏خوانیم كه فرمود: «دلیل العاقل التفكر و دلیل التفكر الصمت; نشانه عاقل فكر كردن و نشانه فكر كردن، سكوت نمودن است.»

3- در حدیث دیگرى از امام امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: «اكثر صمتك یتوفر فكرك و یستنر قلبك و یسلم الناس من یدك; بسیار خاموشى برگزین تا فكرت زیاد شود، و عقلت نورانى گردد، و مردم از دست (و زبان) تو سالم بمانند!»

از این روایات بخوبى استفاده مى‏شود كه رابطه دقیق میان بارور شدن فكر و اندیشه، با سكوت وجود دارد; دلیل آن هم روشن است، زیرا قسمت مهمى از نیروهاى فكرى انسان در فضول كلام و سخنان بیهوده از میان مى‏رود; هنگامى كه انسان سكوت را پیشه مى‏كند، این نیروها متمركز مى‏گردد، و فكر و اندیشه را به كار مى‏اندازد، و ابواب حكمت را به روى انسان مى‏گشاید; به همین دلیل، مردم سخن گفتن بسیار را دلیل كم عقلى مى‏شمرند و افراد كم عقل سخنان بیهوده بسیار مى‏گویند.

4- از بعضى از روایات استفاده مى‏شود كه یكى از مهمترین عبادت سكوت است; از جمله، در مواعظ پیامبراكرم صلى الله علیه و آله به ابوذر مى‏خوانیم: «اربع لایصیبهن الا مؤمن، الصمت و هو اول العبادة ...; چهار چیز است كه تنها نصیب مؤمن مى‏شود، نخست‏سكوت است كه سرآغاز عبادت مى‏باشد ...»

5- از بعضى از احادیث استفاده مى‏شود كه پرگویى مایه قساوت و سنگدلى است، در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى‏خوانیم: «كان المسیح علیه السلام یقول لا تكثر الكلام فى غیر ذكر الله فان الذین یكثرون الكلام فى غیر ذكر الله قاسیة قلوبهم ولكن لا یعلمون; حضرت مسیح علیه السلام مى‏فرمود; جز به ذكر خدا سخن زیاد مگویید، زیرا كسانى كه در غیر ذكر خدا سخن بسیار مى‏گویند دلهایى پر قساوت دارند ولى نمى‏دانند!»

6- در حدیث دیگرى از امام على‏بن‏موسى‏الرضا علیهما السلام مى‏خوانیم: سكوت نه تنها از اسباب علم و دانش است، بلكه راهنما به سوى هرخیر و نیكى است; فرمود: «ان الصمت‏باب من ابوااب الحكمة، ان الصمت‏یكسب المحبة انه دلیل على كل خیر; سكوت درى از درهاى دانش است، سكوت محبت مى‏آورد، و دلیل و راهنماى همه خیرات است.»

این كه مى‏فرماید: سكوت محبت مى‏آورد به خاطر این است كه بسیارى از رنجشها و عداوتها از نیش زبان زدن و تعبیرات نامناسب درباره اشخاص حاصل مى‏شود، و سكوت انسان را از آن نجات مى‏دهد.»

7- سكوت سبب نجات از بسیارى از گناهان مى‏شود و در نتیجه كلید ورود در بهشت است. چنان‏كه در حدیثى از پیامبراكرم صلى الله علیه و آله مى‏خوانیم: كه مردى نزد آن حضرت آمد (و طالب سعادت و نجات بود) پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: آیا تو را به چیزى راهنمایى كنم كه خدا به وسیله آن تو را وارد بهشت مى‏سازد، عرض كرد آرى اى رسول‏خدا! سپس دستور به انفاق و یارى مظلوم و كمك از طریق مشورت فرمود، و بعد دستور به سكوت داد و فرمود: «فاصمت لسانك الا من خیر; سكوت اختیار كن جز از نیكیها» و در پایان افزود: «هرگاه یكى از این صفات در تو باشد، تو را به سوى بهشت مى‏برد.»

8- بى شك یكى از آثار مثبت‏سكوت، آراسته شدن به زیور و قار است. همان‏گونه كه در حدیثى از امیرمؤمنان على علیه السلام مى‏خوانیم: «الصمت‏یكسیك الوقار، و یكفیك مئونة الاعتذار;سكوت لباس وقار برتو مى‏پوشاند و مشكل عذر خواهى را از تو بر مى‏دارد!»

شخصى كه زیاد سخن مى‏گوید; اشتباهات فراوانى دارد كه هم از ابهت او مى‏كاهد، و هم او را وادار به عذر خواهى مكرر مى‏كند.

9- همین معنى به شكل گویاترى در حدیث دیگرى از همان حضرت آمده است، فرمود: «ان كان فى الكلام بلاغة ففى الصمت السلامة من العثار; اگر در سخن گفتن، بلاغت‏بوده باشد، در سكوت سلامت از لغزشهاست!»

از این حدیث استفاده مى‏شود كه سكوت حتى بر سخنان بلیغ گاهى برترى دارد!

10- این بحث را با حدیث دیگرى از امام حسن علیه السلام پایان مى‏دهیم هرچند در این زمینه احادیث فراوان دیگرى باقى مانده كه ذكر همه آنها ما را از روشى كه در این مباحث داریم درو سازد; فرمود: «نعم العون الصمت فى مواطن كثیرة و ان كنت فصیحا; سكوت یاور خوبى است در بسیارى از موارد، هرچند سخن گویى فصیح باشى!»

رفع یك اشتباه

آنچه در بالا درباره اهمیت‏سكوت و آثار سازنده و مثبت آن در تعمیق تفكر آدمى و جلوگیرى از اشتباهات و مصون ماندن از انواع گناهان و حفظ شخصیت و ابهت و وقار، و عدم نیاز به عذر خواهى‏هاى مكرر و مانند آن آمد، به این معنى نیست كه سخن گفتن همه جا نكوهیده و مذموم باشد، و انسان از همه چیز لب فرو بندد، چرا كه این خود آفت‏بزرگ دیگرى است.

هدف از ستایش سكوت در آیات و روایات اسلامى، باز داشتن از پرگویى و سخنان لغو و بیهوده و گفتارهاى اضافى و غیر لازم است وگرنه در بسیارى از موارد، سخن گفتن، واجب و لب فرو بستن و سكوت، حرام مسلم است.

مگر نه این است كه نعمت‏بیان به صورت بزرگترین نعمت در سوره الرحمن بعد از نعمت آفرینش انسان شمرده شده است، و یكى از بزرگترین افتخارات نوع بشر داشتن زبان گویا و قدرت بر تكلم است.

بسیارى از عبادات بزرگ مانند نماز، مراسمى از حج، تلاوت قرآن و اذكار، به‏وسیله زبان انجام مى‏شود:

امر به معروف و نهى از منكر، تعلیم علوم واجبه، ارشاد جاهل، تنبیه غافل، و راهنمایى به سوى حق و عدالت، و بسیارى از شؤون تعلیم و تربیت‏به وسیله زبان انجام مى‏گیرد; هیچ دانشمند و صاحب فكرى نمى‏گوید در این گونه موارد باید سكوت كرد. آنچه مایه بدبختى انسان و بازداشتن او از تهذیب نفس و سیر و سلوك الى الله است‏سخنان اضافى و به اصطلاح «فضول‏الكلام‏» است; بنابراین، باید از هرگونه افراط و تفریط در این مساله شدیدا پرهیز كرد.

امام سجاد على‏بن‏الحسین علیهما السلام در این باره سخنى دارد، كه سخن آخر و قول فصل است و حق مطلب را بخوبى ادا فرموده است.

كسى از آن حضرت پرسید: آیا سخن گفتن افضل است‏یا سكوت؟ امام علیه السلام در جواب فرمود:

«لكل واحد منهما آفات فاذا سلما من الافات فالكلام افضل من السكوت. قیل كیف ذلك یا بن رسول الله علیه السلام؟ قال: لان الله عزوجل ما بعث الانبیاء و الاوصیاء بالسكوت، انما بعث-هم بالكلام، و لا استحقت الجنة بالسكوت و لا استوجبت ولایة بالس-كوت و لا توقیت النار بالسكوت انما ذلك كله بالكلام، ما كنت لاعدل القمر بالشمس انك تصف فضل السكوت بالكلام و لست تصف فضل الكلام بالسكوت‏»; هركدام از این دو آفاتى دارد، هرگاه هر دو از آفت در امان باشد، سخن گفتن از سكوت افضل است، عرض شد اى پسر رسول‏خدا چگونه است این مطلب؟ فرمود: این به خاطر آن است كه خداوند متعال، پیامبران و اوصیاى آنها را به سكوت مبعوث و مامور نكرد، بلكه آنها را به سخن گفتن مبعوث كرد،هرگز بهشت‏با سكوت به دست نمى‏آید، و ولایت الهى با سكوت حاصل نمى‏شود، و از آتش دوزخ با سكوت رهایى حاصل نمى‏شود، همه اینها به وسیله كلام و سخن به دست مى‏آید، من هرگز ماه را با خورشید یكسان نمى‏كنم، حتى هنگامى كه مى‏خواهى فضیلت‏سكوت را بگویى با كلام آن را بیان مى‏كنى و هرگز فضیلت كلام را با سكوت شرح نمى‏دهى!»

بى‏شك «سكوت‏» و «سخن گفتن‏» هر كدام جائى و مقامى دارد و هر یك از آنها داراى جنبه‏هاى مثبت و جنبه‏هاى منفى است، و بى شك جنبه‏هاى مثبت‏سخن گفتن فزونتر از جنبه‏هاى منفى آن است; ولى از آنجا كه جنبه‏هاى مثبت‏سخن گفتن هنگامى آشكار مى‏شود كه انسان در مراحل تهذیب نفس توفیق كافى یافته باشد; به همین دلیل كسانى را كه در آغاز راهند بیشتر توصیه به سكوت مى‏كنند، و بعد از كسب سلطه بر هواى نفس و به اصطلاح مالك زبان شدن، مامور به سخن گفتن و هدایت مردم مى‏شوند.

در اینجا معیار روشنى داریم، هرگاه ما سخنانى را كه در شبانه روز مى‏گوییم روى یك نوار ضبط كنیم و بعد با دقت و سختگیرى و خالى از تعصب به بررسى آن بپردازیم مشاهده مى‏كنیم كه از میان صدها یا هزاران كلمه كه در طول یك شبانه روز از ما صادر شده، مقدار كمى از آن مربوط به اهداف الهى یا حوائج زندگى و ضروریات حیات مى‏باشد و بقیه فضول كلام و سخنان اضافى است كه در لابه‏لاى آن احیانا مطالب ناروا و گناه آلود یا سخنان مشكوك و مشتبه مى‏باشد.

هدف از سكوت مبارزه با انبوه فضول كلام و سخنان اضافى و بى‏هدف، و احیانا بى‏معنى یا گناه آلود است.

این نكته نیز شایان توجه است كه «صمت‏» و «سكوت‏» هر چند در منابع اصلى لغت تقریبا به یك معنى تفسیر شده است، ولى در كلمات بعضى از علماى اخلاق تفاوتى در میان آن دو دیده مى‏شود; به این معنى كه، سكوت ترك كلام بطور مطلق است، ولى «صمت‏» به معنى ترك سخن گفتن در امورى است كه هدف صحیحى را تعقیب نمى‏كند (ترك ما لا یعنیه) و آنچه براى سالكان الى الله و راهیان راه خدا و علاقه‏مندان به تهذیب نفس ضرورت دارد، بیشتر «صمت‏» است نه «سكوت‏».



برچسب‌ها: سكوت, بيهوده گويي, سخن نيكو, سخن زياد سکوت از منظر دین قرآن
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر